{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
go to bed
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خوابیدن
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
در بستر رفتن
معنی go to bed, معنی لخ فخ دثی, معنی go to bed, معنی اصطلاح go to bed, معادل go to bed, go to bed چی میشه؟, go to bed یعنی چی؟, go to bed synonym, go to bed definition,
معنی بانک گارانتی
,
معنی normative
,
ترجمه normative
به فارسی,
معنی Advocacy
,
ترجمه Advocacy
به انگلیسی,
معنی جستجو کردن، جانکندن، ازریشه کندنیا دراوردن، قلع , خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمینکندن کردن، (مج.)از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (ز.ع)خوراک
,
ترجمه جستجو کردن، جانکندن، ازریشه کندنیا دراوردن، قلع , خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمینکندن کردن، (مج.)از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (ز.ع)خوراک
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی